از روز 25 مهر بود که همزمان برای گرفتن سالن همایش تدرس عشق در دانشگاه خواجه نصیر ، تصمیم به گرفتن دفتری برای فعالیت های جمعیت گرفتم . به همین منظور به دفتر معاونت فرهنگی دانشگاه در میرداماد ، نزد آقای یعقوبی ، رفتم . حدود یکسال پیش ، آقای کیمنش اساسنامه كانون جمعيت امداد دانشجويي امام علي (ع) دانشگاه صنعتي خواجه نصير الدين طوسي را به ایشان ، برای گرفتن مجوز فعالیت های جمعیت ، داده بودند . در آنجا ، وقتی که در مورد دفتر زدن با روحانی محترم صحبت کردم ، موضع گیری تندی در برابر من کرده و گفت : " این اساس نامه ، مشکل دارد و باید اصلاح شود" . من هم که حسابی جا خورده بودم ، اساس نامه جمعیت و همچنین اساس نامه دانشگاه مربوط به تشکیل کانون ها را گرفتم و مطالعه کردم . هفته بعد از این ماجرا ، نامه ایی از پیک برتر نامه ایی برای گرفتن سالن همایش تدریس عشق تنظیم کردیم و دوباره با دلی ساده و پر از امید ، نزد معاونت فرهنگی رفتم . این بار ، هنگامی که ایشان ، درخواست ما را دید ، گفت : " درخواست شما باید در شورای فرهنگی دانشگاه مطرح و بررسی شود ، بعد جواب شما را می دهیم "
برای من عجیب می آمد که در جامعه اسلامی ، چرا برای انجام چنین کار انسان دوستانه و در این حال بسیار ضروری و حیاتی ، یعنی درس دادن به دانش آموزانی که به خاطر موقعیت و شرایط خانواده شان نمی توانند خوب درس بخوانند و مجبور به کار کردن در محیط های بسیار نامناسب هستند ، این قدر توضیح و تشریح و مانع وجود دارد . خلاصه من باز هم منتظر شدم تا هفته اول آبان این شورا ، تشکیل شود و جواب را به من بدهند و برای اقدامات بعدی ، برنامه ریزی کنم .
صبح روز 10 آبان ، آقای یعقوبی و شورای فرهنگی دانشگاه ، به گونه ایی دور از شأن روحانیت برخورد کردند که بسیار تأسف بار است ، این شورای 12 نفره بالاتفاق همگی ، مجوز جمعیت و اهداف مشخص و فعالیت های روشن ما را ، غیر قابل قبول و طبق گفته آقای یعقوبی ، اهداف و برنامه های جمعیت را مبهم و نامشخص می دانند و با درخواست ما مخالفت کردند !!!! و عین در حالی است که جمعیت ، 10 سال است که در زمینه معضلات کودکان در جامعه ، فعالیت می کند و هر ساله طرحی به نام کوچه گردان عاشق در سطح کشور ، اجرا می کند . این در حالی است که در طرح تدریس عشق سال قبل ، نزدیک به 4000 کودک محروم ، توسط تقریباً 1000 دانشجو در سطح تهران و دیگر شهر های استان ، برای امتحانات پایان ترم ، درس داده شدند و نتایج بسیار خوب و امید بخشی به ارمغان آوردند . این در حالی است که بسیاری از این کودکان و دانش آموزان در محله های حاشیه نشین و محروم شده توسط استان ، مانند ورامین ، دروازه غار ، شوش ، خاک سفید ، فرحزاد ، قبل از این طرح دیگر امیدی به تحصیل و موفقیت و آینده روشن نداشتند ولی با آشنا شدن با محیط دانشگاه و دیدن عشق دانشجویان دلسوز ، دوباره به آغوش کتاب باز گشتند و بار گران شرایط سختی که ما ، توان تحمل آنها را نداریم ، را تحمل کردند و نمره قبولی خوبی که ما دانشجویان ، با ناز و نعمت هم ، به سختی می گیریم ، گرفتند و عین در حالی است که اهداف کانون جمعیت دانشگاه ، در اساس نامه نوشته و ثبت شده و مسئولان مربوطه ، از روی وجدان انسانی و فهم ضرورت وجود چنین پایگاهی ، طبق این اهداف رفتار خواهند کرد .
بغض بزرگی در ابتدای فعالیتم در جمعیت امام علی (ع ) مرا گرفته که اگر فریاد شود ، دوباره کثیری را کر خواهد کرد و من همیشه امید دارم به کسانی که هنوز در اعماق دلشان ، نوری از وجدان و انسانیت می درخشد و ما را یاری خواهند کرد . در آخر باید اذعان کنم که
این اتفاق بسیار هشدار دهنده برای همه دانشجویان و مردم مسلمان است که متوجه باشند و بفهمند که بایستی آگاه باشیم که چه کسانی و با چه دیدگاه و تفکری ، مقام ها و منصب های الهی و فرهنگی را اشغال کرده اند و بایستی بیدار شویم و روحیه سوال کردن درست و مناسب را در خود تقویت کنیم
و بترسیم از کوتاهی ها و غفلت های خود ، تا این اینکه شاهد این گونه رخداد ها و برخورد ها از چنین مسئولینی در این سطح از جامعه ، یعنی دانشگاه که محل انسان سازی است ، نباشیم که اگر باشیم ، به زودی آفت آن گریبان گیر همه ما ، از کودک و نوجوان محروم و مستمند تا دیگر افراد جامعه ، خواهد شد .

